صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
331
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
چون قدرت سرشت زياد است و اين همان است كه پيامبر ( ص ) فرمود : « هر انسانى به آنچه كه براى آن خلق شده ، عمل مىكند . » يعنى هر انسانى به طبيعتى كه براى او در اصل آفرينش و خلقت وى ترسيم و مشخّص شده است ، حركت مىكند و نمىتواند آن را تغيير دهد و طبيعت ديگرى جانشين آن سازد ؛ و قادر نيست كانال سرنوشت خود را از آن جهتى كه براى او آفريده شد تغيير دهد . مثلا طبيعت عاقل از طبيعت احمق متفاوت است و لذا اقدام او حكيمانه و آرام و سنگين است و اقدام احمق ناشيانه و ناراست و پريشان ؛ هريك غايتى دارند كه به سوى آن حركت مىكنند و نهايتى كه به آن پايان مىيابد و هدف هريك بسته به طبيعتى است كه به آن وابستهاند . اختلاف در طبايع به اختلاف در هدفها و غايتها منجر مىشود . در تفسير منسوب به ابن عربى آمده است : « هركس به حسب آفرينش و ملكهء غالب بر آن از مقامش عمل مىكند ؛ مثلا كسى كه مقام او نفس است و شاكلهء او مقتضى طبع آن است كه گفتيم نااميدى است و آنكس كه مقامش قلب است و شاكلهء وى سرشت نيك او ، به مقتضاى آن يعنى شكر و صبر عمل مىكند . » پيداست كه در كلام ايشان اشارهاى است به آيهء پيشين ، يعنى : قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ ؛ و اشارهاى به آيهء وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَى الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأى بِجانِبِهِ وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ كانَ يَؤُساً « 1 » ، يعنى انسان هنگامى كه به مال و نعمت دست يافت ، دچار تكبّر مىشود . و او ناتوان است و در برابر آن قدرتى ندارد و ضعيف و ناتوان مىگردد و درماندهاى كه در او ايمان يافت نمىشود و صبور هم نيست . در هر دو حالت براى هر انسانى طبيعى است كه كارهايش به مقتضاى آن جريان مىيابد و طبق خواستهء آن طبيعت به كارهايش مىپردازد . حكيم سلطان محمّد گنابادى معتقد است : شاكلهء انسان همان غيب و باطن او و نيّت پنهان و مخفى اوست ؛ نه صورت عمل او كه ظاهر مىشود . به نظر او « هركسى به نيّتى عمل مىكند كه همان شاكلهء اوست ؛ پس نيّت شاكلهء حال ، مقام و سرشت انسان است ؛ يعنى هر
--> ( 1 ) - اسراء ( 17 ) آيهء 83 : و چون به انسان نعمت ارزانى داريم ، روى مىگرداند و پهلو تهى مىكند ، و چون آسيبى به وى رسد نوميد مىگردد .